میلاد قائم (عج)
با همه ی لحن خوش آوائی ام،در به در کوچه ی تنهائی ام
کاش که همسایه ی ما می شدی ،مایه ی آسایه ی ما می شدی
دوش مرا حال خوشی دست داد ،سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم ، لیم آتش گرفت ،شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامش جان من است ،نامه ی تو خط امان من است
پرده برانداز ز چشم ترم ،تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما ،کی و کجا وعده ی دیدار ما...
میلاد قائم آل محمد بر منتظران ظهورش مبارک
یادش بخیر...
یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست... !
همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند...
(متن قشنگی بود کپی کردم. همین
)
اندر احوالات کودکی و سوالات آن: 1- بــ.ــانک مــ.ـلی
بچه که بودم همیشه برام سوال بوده که:
تو تبلیغ بــ.ــانک مــ.ـلی چرا میگه:
"هر جا سخن از اعتماد است نام بــ.ــانک مــ.ـلی ایــــــــــــــران! میدرخشد!"
در حالیکه باید بگه :
"هر جا سخن از اعتماد است نام بــ.ــانک مــ.ـــــلـــــی ِ! ایـران میدرخشد!"
گذشته من و لعل نهرو...
به گذشته خود هرگز نمی اندیشم، مگر آنكه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم - جواهر لعل نهرو
منم همیشه به گذشته م فکر میکنم!ازش نتیجه هم میگیرم! اما هیچ وقت به کارم نمیاد...
پ.ن: (موقعی که باید! یادم میره و اشتباه است که بارها تکرار میگردد.......)
تبلیغات 
چی باید میگفتم الان؟؟